|
فانوس عشق |
|
|
تو عشق من هستی تمام افکارم را درک می کـنی کارهایم را درک می کنی تو همانی که زندگیم را به دستانش می سپارم تو همــانی که می خواهــم همیشه در کنار او باشم تو عشق من هستی پس از دیدار تو همواره شادمان بوده ام ولی دائم در نگرانی نگران اینکه شایدازمن ناامیــدشوی نگران اینکه دوستیمان به پایان بـرسد نگران اینکه از بودن با من شاد نبــاشی نگران اینکه شایدبرای تو اتفاقی بیفتـد عاشق توشده ام وشایدنگرانی فراوان مــن بی تومیشه زنده بودنمیشه زندگی کرد تو مديونم من اگر عشق تو نبود:
چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد
اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي
اگرعشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد، چشمه ها خاكي و خشك ودر انديشه ي بيهودگيم ناگهان ميمرد در چشم تو حیرانکده
چشم خود را به
بخاطر عشق من به توست..................
ای هست که باید
هم شعر شب و هم گل خورشید بزاید !
چشمان
تو دیوانه ترینند ، عزیزم !
« دیوانه چو دیوانه ببیند
خوشش آید
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 16:36 توسط سحر |
| ||||||